تبليغاتX
 لوگوی حمایت از میر حسین و اعتراض نسبت به جنایات احمدی نژاد و حامیان او گاهی دلم برای خودم تنگ می شود... -

سالهاست زمان مي دهم  كه برگردي ...!‌ زمان مي دهم كه عاشق شوي !

رها مي كنم كه بيايي...!

تا آخر اين هفته وقت داري...!‌

نه ! ‌تا آخر اين ماه وقت داري...

زمان مي دهم و به انتظار مي نشينم !

هنوز باور نكرده ام ، كه انتظار آمدنت ، بيهوده ترين انتظار اين حوالي ست !

نمي دانم باورهاي من ساده اند ،

يا انتظار آمدنت لجباز....!

زمان مي دهم...! مهلت ها پي در پي تمام مي شوند...!

تمديد مي كنم‌!

باز انتظار آمدنت ، اين كودك لجباز ،

ابتداي جاده را تسخير مي كند !

و باز مهلت ها تمام مي شوند ....!

مدت هاست فرصت بازگشتنت تمام شده ...

و من چه ساده ام !

كه گفتگوهايمان را ، خاطره هايمان را ،

حرف هايم ، اشك هايم...

عاشقانه هايم...

را در اين كوله غربت نگه داشته ام !

باشد كه بيايي و همه را از دوشم برداري ...

تمام مي شوند

مهلت ها ، فرصت ها ، دقيقه ها ... روزها .. سال ها...

...ومن نيز هم به بدرقه شان ، تمام خواهم شد...

راستي ! تو بگو ! بعد از تمام شدن من ،

اتنظار آمدنت ،

هنوز ابتداي اين جاده را تسخير مي كند؟؟؟؟؟

                                                                                                        -سايه

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 13:51 توسط سایه |

من عروسك كدوم بازي وحشت ؟؟؟؟
من صداي قحطي كدوم تبارم؟؟؟
كه مثل تولد فاجعه سردم...
كه مثل حادثه آرامش ندارم...

Home
Email
Night Skin