|
این روزها
پر از هوای مردنم و پر از یاس نیامدنت... نمی خواهی برگردی؟؟؟؟؟ روزها و روزها گریه دارم... شانه هایت ... منتظری چه اتفاقی بیفتد؟؟ اینکه به جای اشک خون ببارم؟؟ هرگز این حوالی را دیده ای؟ اینهمه التماس و شب گریه کافی نیست؟ این روزها پر از نیاز بوسیدن دست های توام... نمی خواهی برگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - سایه
+
نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 17:3 توسط سایه
|
|
من عروسك كدوم بازي وحشت ؟؟؟؟
من صداي قحطي كدوم تبارم؟؟؟
كه مثل تولد فاجعه سردم...
كه مثل حادثه آرامش ندارم...