|
ای یادگار از تو غرور زخمی ام ! ای فارغ ازمن ! فارغ از یادت نیم! بر من رقیبم را پسندیدی ولی ... شادم که می دانی و می دانم کیم... شادم که غوغایی ندارم در سینه سودایی ندارم... آیینه ام خو کرده با شب چشمی به فردایی ندارم...
+
نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 13:33 توسط سایه
|
من عروسك كدوم بازي وحشت ؟؟؟؟
من صداي قحطي كدوم تبارم؟؟؟
كه مثل تولد فاجعه سردم...
كه مثل حادثه آرامش ندارم...